سخنرانی

Sophie Morel
(Princeton University)

March 10, 09:00-11:00 and 12:30-14:00

Cohomology of Shimura varieties (morning) : I will explain the conjectural 
description of the cohomology of a Shimura variety and how people have 
tried to prove this conjecture, on the example of a Siegel modular 3-fold. 
If time permits, I’ll also talk about the applications to the Langlands 
program for GL_n.

R=T theorems (afternoon): I will explain what R and T stand for 
(ie universal deformation ring of Galois representations and ring of Hecke 
operators acting on a space of modular/automorphic forms), how to 
reformulate the Langlands correspondence as a R=T theorem, and why Vincent 
Lafforgue’s can be interpreted as the construction of a surjective map 
R->T.

Place: IPM, Niavaran Building

11 فکر می‌کنند “سخنرانی

  1. داوود

    به دور از انصاف است که این نظر را بر روی بلاگ قرار ندهید…
    نزدیک به یک ماه است که صبح ها، ظهر ها، شب ها وبلاگ رُ چک میکنم، هی میگم ِِِا اا لنگلندز چی شد ؟؟؟؟…
    فقط یاد گرفتیم بگیم که کشورمون فلان ه یا بهمان ه…بپذیریم که این کشور تقریبن تشکیل شده از 70 میلیون نسخه ی تقریبن کپی ما…
    *اصن یه چیز مهمتری، چطور ممکنه که نهادی که خودش وامدار کلیسا هه (منظورم دانشگاه ه)، خودش پرچمدار آزادی باشه، خیر سرم تو دانشگاه تهران درس خوندم که مثلا فلان استادش سر کلاس شعار میده به امید روز آزادی…
    آره خب به امید روز آزادی، ولی تو هم داری شعار میدی، پاش که بیافته تو هم یکی هستی مثه ما بقی مسئولین محترم،
    (زیرا که محک تجربه در میان آمده و آن چند استاد بزرگوار سیاه روی شده اند، چرا که اگر بپذیریم نشده اند، تمام شعارهای خودشان به کلی از ابتدا بی اساس بوده)
    *{ ممکنه کارمندی فک کنه مثلا من با یه ذره تاخیری که تو انجام دادن کارام دارم، زیاد کسی رُ اذیت نکردم، غافل از اینکه ممکنه که یه نفر کارش بکشه به وقت اداری فردا، و نتونه امشب برگرده و مجبور بشه که بخوابه تو پارک} {یه داستان تمثیلی هست که میگه اسماعیل با شخصی قرار ملاقات داشت، بنده خدا فراموش کرد، میگن تا یه سال بعد منتظرش بود هنوز} {تو این یه ماه اخیر فک کنم اقلن 150-200 بار سایت ُ چک کردم که بببینم برنامه لنگلندز به کجا رسید}
    {اگه این پیام ُ قرار ندید رُ بلاگ(یه جایی که همه ببینن)، مدیونی اگه روزی در آینده از فلان مشکل تو دنیا گله کنی}
    تمام متن ُ بذار… روان م از هم گسسته شد…
    فقط شعار/که دنبالش هستیم تا بکنیم فقط دعا

    پاسخ
  2. داوود

    آهای سایت لنگلندز…
    در تو نوشته شده است که در فلان روز فلان اتفاق می افتد…
    و بابت ان اتفاق موعود برنامه هایم را عوض کردم…
    با توام…
    آهای با توام…
    جواب بده…
    الان عزیزی از من میپرسد، آن کاری که به خاطرش گفتی نمیتوانم فلان کار را بکنم به من نشان بده…
    ولی تو نیستی…

    پاسخ
  3. داوود

    آهای سایت…
    با توام….
    بله با خودتم، آره با خود ِ خودت….
    اگر نمیخوهی جواب بدهی، اقلا نگو که :
    “دیدگاه شما در انتظار بررسی است.”

    پاسخ
    1. اسماعیل آراسته راد نویسنده

      ببخشید این سایت فیلتر مناسبی نداره و مدتی هست مقدار قابل توجهی جفنگ دریافت می کند. نظرات شما در میان مقدار زیادی از آنها بی زبان مانده بود. تا اینکه فرصتی برای پاکسازی این چند صد جفنگ مهیا شد و این نظرات در بین آنها ملاحظه شد. البته هنوز معنای آنها را در نیافته ام…

      پاسخ
  4. داوود

    یخ کردم…
    تکه تکه شده ام…
    نمیتونم باهات حرف بزنم، شایدم تو نمیتونی حرف بزنی،
    خسته شدم، شده تا حالا منتظر باشی، یه ساعت دو ساعت….
    10 ساعت…
    دیگه هیچی نگو…

    پاسخ
  5. داوود

    بسه این همه بهونه چیه که میاری…
    سرم رفت هیچی نگو…
    بسه میگم هیچی نگو…
    حالا دیگه ساکت باش من حرف بزنم…
    گفتی که جامعه باید به سمت و سویی بره که نظره اکثریت ه و منفعت جداکثری تو اونه…
    نیاید نظر اقلیت به اکثریت ترجیج داده بشه…
    مگه قرار نشد یه امتحان بگیری هرکی که اول شد اون….
    حالا چی شده اون نفر اولی رُ بیخیال شدی؟؟؟
    نمیگم کخه اون نفر اولیه شایسته س…
    ولی رو حرفت واسسا…
    نگو که مسئولیت ش متوجه ماست…
    توئی که میگی تقلب نکن… آهای چرا خودت تقلب میکنی…
    آهای توئی که میگی حرف مخالفت ُ به خاطر اینکه زور ت میرسه، سرکوب نکن…
    چرا دیدگاه ناموافق من و بقیه رُ انکار میکنی و سرپوش میذاری روش…
    بسه دیگه …
    گفتن حقیقت که زندان نداره…
    تازه ش م … تکرار عین گفته های خودت که دیگه نباید جرم باشه…

    پاسخ
  6. داوود

    در جامعه ی ما محدودیت هایی وجود داره، اما این محدودیت-ا فقط از حکومت نشئت نمیگیره، اما به هرصورت حکومت نشات گرفته از همین جامعه س، فک میکنم که فسادی که در بدنه حکومت رخنه کرده برآمده از همین مردمه. (البته به نظر میرسه که بدنه جامعه کلن از جنس فساد-ه ، صد در صد خالص😂 بدون حتی یه ذره ناخالصی😂 چه رسد به حکومت)
    شاید ما (شاید َم من!) هنوز مسئولیت حرفامون ُ نمی پذیریم ( َم😂)، حرف دارای ارزش ه.
    گاها حرفایی میزنیم ( َم 😂) ، بدون اینکه فک کنیم که آیا از عهده ش برمیایم یا نه؟ اصن تو حیطه ی اختیارات ما هست یا نه؟؟
    (البته بگذریم از یه سری آدم ا که اختیارات ی گسترده (تقریبا تام😂) دارن، بدون اینکه (کوچکترین) مسئولیتی متوجه شون باشه یا اینکه به کسی پاسخگو باشن😂😂😂😂)

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *